
قسمت اول
حسين عليزاده، متولد 1330 در تهران، سالهاست از نامداران و بزرگان موسيقي ايرانيست، با علاقهمندان و طرفداران بسيار. او در هنرستان و بعد در دانشكده هنرهاي زيبا، موسيقي را نزد استاداني چون علياكبر شهنازي، عبدالله دوامي، داريوش صفوت، حبيبالله صالحي، هوشنگ ظريف، نورعلي برومند و... آموخت و كارش را در سال 1347 با اركستر رودكي، به رهبري حسين دهلوي، آغاز كرد. طي چهار دهه، از او آثار شاخصي چون نينوا، سواران دشت اميد، حصار، شورانگيز و بسياري آثار دلانگيز و دلنشين ديگر منتشر شده است. او ضمن برگزاري كنسرتهاي متعد در داخل و خارج كشور و آموزش موسيقي به هنرجويان، كتابهايي نيز تأليف كرده كه در هنرستانهاي رسمي كشور تدريس ميشود.
عليزاده تاكنون براي 22 فيلم كوتاه و بلند موسيقي ساخته كه فيلم بهنمايشدرنيامدهي چوپانان كوير (حسين محجوب، 1359) نخستين آنهاست. تا پيش از لاكپشتها هم پرواز ميكنند، در نزد علاقهمندان سينما و موسيقي، دلشدگان و گبه (هر دو 1370) و ايران سراي من است (1377)، بهيادماندنيترين آثار او در اين زمينه محسوب ميشد، اما با لاكپشتها... او بار ديگر اثري خلق كرد بسيار بديع، شورانگيز و تصويري. اين گفتوگو فرصتي فراهم كرد تا ضمن صحبت دربارهي چگونگي شكل گرفتن موسيقي فيلم لاكپشتها...، ديدگاه او را دربارهي سينماي ايران، موسيقي فيلم و موسيقي اصيل و سنتي ايران و دوري و نزديكياش با فيلمهاي باهويت ايراني جويا شويم.
دربارهي تواناييهاي حسين عليزاده و نوآوري در آثارش بسيار ميتوان گفت اما بهتر است آن را از زبان استاد محمدرضا شجريان بخوانيم كه در شمارهي 132 ماهنامه فيلم (آبان 1371) گفته است: «عليزاده سالهاست كه در كار آهنگسازي سنتشكن است. هميشه نسبت به آهنگسازهاي ديگر و حتي همدورهايهاي خودش هم پيشتاز بوده است. نوع كارهايش، نشان از يك استعداد شگرف دارد، كه براي من بسيار قابل احترام بوده و به آن دلبستگي فراوان دارم. اين استعداد اگر فرصتي برايش فراهم شود ميتواند بسيار كارها در موسيقي ما انجام دهد و راهگشا باشد. عليزاده در آهنگسازي و گروهنوازي، هنرمندي بحثبرانگيز است.»
هدف از اين مصاحبه بيشتر موسيقي در سينما است و اينكه چگونه به سينما كشيده شديد؟
عليزاده: خوب طبيعي است كه منهم مانند ديگران از نوجواني ويا قبل تر از آن شيفتگي زيادي داشتم. مثل اكثر علاقمندان سينما در نوجواني باكمك برادر بزرگتـرم مقوا و ذره بين آپارات ساختم و براي تهيه فيلم از دست فروشان لاله زار، بوذرجمهري و گمرك تكه هاي فيلم مي خريدم تا با آپاراتم آنها را به ديوار بتابانم از اواخر دهه چهل شمسي يعني با فيلمهاي (گاو و قيصر) موج جديدي از سينماي نوين در ايران پيدا شد كه برخلاف فيلمهاي به اصطلاح رقص و آوازي و فرديني بود. ناگفته نماند همزمان با اين دو فيلم فيلم ( شوهر آهوخانم) هم با اقبال عمومي روبرو شد كه آقاي فخرالديني موسيقي اش را ساخته بود و كاملا منطبق با موسيقي ايراني بود. من به احترام آقاي فخرالديني كه بهرحال استادم بود تعصب خاصي روي موسيقي اين فيلم داشتم.
اما موسيقي فيلم ( قيصر) كه كار اسفنديار منفردزاده بود تاثير عميقي روي همه ي ماها داشت. منفردزاده در آن زمان فوق العاده جوان بود و هيچگاه بدنبال تحصيلات آكادميك نبود يا اينكه رها كرده بود چرا كه ذاتا هنرمند بار آمده بود براي همين اكثر موسيقيدانان سعي مي كردند به او ميدان ندهند. همين انكار او در واقع اهميت او بود. منفردزاده علنا به همه مي تاخت و گوي سبقت را از همه مي ربود. هركاري كه انجام ميداد طراوت خاص خود منفردزاده را داشت. البته استاداني هم مثل آقاي فخرالديني براي كارهاي او ارزش قائل بودند. منفرد زاده هم بيكار نمي نشست و به موسيقي هاي به اصطلاح سنگين و مجلسي مي تاخت و ميگفت كه براي عوام موسيقي مي سازم! كه اين خودش در دهه 50 يك حركت انقلابي تعبير مي شد.
ترانه هايي كه از كارهاي شاملو ارائه كرد در اين تعبيرها بي تاثير نبود
موسيقي (قيصر) به نظر من به بهترين شكل ممكن ساخته شده است حالا ممكن است بعضي ها ايراد بگيرند كه موسيقي منفرد زاده شلوغ است اما بايد همه اينها را در زمان خودش جستجو كرد
ماجراي موسيقي فيلم (تپلي ) كه منفردزاده براي آن موسيقي ساخته بود آنهم خارج از دستگاههاي ايراني و شكايتش بر عليه آقاي حنانه را حتما ميدانيد. واقعا كه عجب موسيقي منفرد زاده براي اين فيلم ساخته بود آنهم در يك گام عجيب .
همه دشمنان منفردزاده بعدا سعي ميكردند با تقليد از او براي خودشان اعتبار كسب كنند ، اصلا الگوي ديگري نداشتند.
راستش فكر ميكنم خوانندگان بگويند كه چرا عليزاده مدام از منفردزاده حرف ميزند من درباره او بايد سر فرصت حرف هاي بسياري بزنم چون برايم بزرگترين راهنما بوده است.
من در آن زمان علاقه خاصي به موسقي فيلمهاي تاريخي داشتم در كنار اينها بههرحال بعضي فيلمهاي ايراني متفاوت را دنبال ميكردم كه به ندرت ساخته ميشد حتي در يكي از تئاترهاي آقاي بيضايي هم موسيقي كار كردم كه بعد از رگبار بود و بقيه هم بستگي داشت به اينكه چه فيلمهايي روي پرده بيايد. در كودكي فيلمهاي حماسي را خيلي دوست داشتم؛ مثل فيلمهاي هركول و ماسيست و غيره. در دوران بعد يعني در سالهاي پاياني دبستان، فيلم خوبي كه خيلي روي من اثر گذاشت و در سينما كريستال لالهزار ديدمش داستان وستسايد بود. به فيلمهاي تاريخي هم علاقه داشتم و بدون استثنا همهي آنها را ميديدم.
لارنس عربستان را كه ديدم صحنه به صحنه موسيقياش را به خاطر سپردم و يا اسپارتاكوس را. اين فيلمها، موسيقيهاي زيبايي داشتند و تقريباً همهي فيلمهاي تاريخي به لحاظ موسيقي براي من اهميت داشتند. و يا بعضي از فيلمهاي موزيكال مثل اشكها و لبخندها. فيلم دكتر ژيواگو هم موسيقي زيبايي داشت. از اين فيلمها از همه لحاظ لذت ميبرديم، هم از خود فيلم و هم از موسيقيشان.
راستش براي منهم جالب است كه از منفردزاده ميگوييد.
عليزاده: ببينيد من نمي خواهم با طرح منفردزاده روي بقيه آهنگسازان خط بطلان بكشم. ما كارهاي خيلي خوب سينمايي و تاثيرگذار داشتيم مثل فيلم (بي تا) كه آقاي چگنوواريان ساخته بود يا كار آقاي حنانه در (فرار از تـله) فراتر از استانداردهاي رايج آنزمان بود بود يا كارهايي كه استادم آقاي پژمان براي سينماي ايران بخصوص(دليران تنگستان) ساخته بود. اما كارهاي شان مانند منفردزاده قوام و دوام نداشت. شايد علت فروش بيش از حد صفحه هاي آثار منفردزاده بود كه سيل تقاضاها متوجه منفردزاده بود. اين اصلا به اين معني نيست كه او كارهاي بازاري ميكرده، منفردزاده از اين مرحمت برخوردار بوده كه خميرمايه عموم را ميشناخته و با هر كارش همه را مجذوب ميكرده كه اين اصلا كار كمي نيست.
هيچوقت ارتباطي با منفردزاده داشتيد؟
عليزاده: راستش من آدم خيلي خجالتي بودم و از طرفي وقتي از نوجواني در محيط هنرستان موسيقي قرار ميگرفتيد يك سري تعصبات طبيعي شما را احاطه ميكرد. من هيچوقت با منفردزاده ارتباط نداشتم و سعي ميكردم از ذهنم او را پاك كنم و از طرفي نميتوانستم موسيقي او را دنبال نكنم. يك خاطره هم شايد بد نباشد كه به زمان سربازي ام در شيراز بر ميگردد كه يكي از فيلمهاي او ( رقاصه) را نتوانستم ببينم و از طرفي هرآن منتظر شنيدن موسيقي اش بودم . تمام صفحه فروشي هاي شيراز را بيچاره كردم كه گويا هيچوقت اين موسيقي صفحه نشد تا اينكه بهد از چندسال اين فيلم را در سينماهاي پايين شهر تهران چندين مرتبه ديدم و تنها فقط براي موسيقي اش بود.
يكبار در استوديو شهاب براي فيلم (سوته دلان) زنده ياد حاتمي بوديم كه آقاي مشكاتيان هم بود كه حاتمي ما را به منفردزداه معرفي كرد. ميدانيد كه قبل از آن منفردزاده براي چندين فيلم حاتمي مثل(طوقي، خواستگار و حسن كچل ) موسيقي ساخته بود. در آنجا در كمال فروتني براي ما كمي في البداهه سنتور نواخت و ملودي هاي زيبا كه ديگر هرگز آنها را نشنيديم . يكبار ديگر هم در خانه آقاي بيضايي پيانو نواخت كه آقاي شاملو هم بـود. فوق العاده متين و دوست باز بود . چند سال پيش در لس آنجلس او را ديدم و اصلا نشناختمش. بكلي تغيير كرده بود خيلي جدي تر شده بود و خيلي هم دوست داشت از كارهايش حرف بزنيم. حيف وقتي كه در ايران از نعمت استعداد او محروم شديم، آنطرفي ها هم او را كشف نكردند.
دليلش معلوم است غربي ها كه نميتوانند آثار او را بپذيرند؟
عليزاده: موسيقي زبان جهاني است، اتفاقا برعكس شما ملودي هاي منفردزاده جز زيباترين ملودي هاي جهان است و در اين اصلا شك نكنيد. مگر نينو روتا خالق (پدرخوانده) در سراسر عمرش چند ملودي بيادماندني خلق كرد به غير از( رمئو و ژوليت) . يا تئودراكيس و يا موريس ژار؟
چندسال پيش كه از آمريكا عازم ايتاليا بودم تا به ايران بيايم كه متوجه شدم فستيوال رم به مناسبت بزرگداشت امير نادري فيلم ارزشمند او (تنگنا) را در برنامه گنجانده است نتوانستم خودم را كنترل كنم . اين فيلم در زمان خودش و حتي الآن خيلي جلو است و موسيقي اش كه در زمان خودش روي همه تاثير خاصي گذاشته بود. بليطم را عوض كردم ميخواستم بعد از سالها اين فيلم را با تماشاگران خارجي ببينم .
متاسفانه اين فيلم چون قديمي بود زيرنويس نداشت و يكنفر گفتگوهاي فيلم را به ايتاليايي ترجمه ميكرد و مدام قاطي ميكرد و اعصاب همه را خراب كرده بود تا اينكه تماشاگران از او خواستند ساكت شوند تا حداقل موسيقي زيبايش را خراب نكند، در پايان هم بهت زده بودند كه عجب موسيقي زيبايي داشت و چطور تا الآن آنرا نشنيده بودند و اصلا مگر در ايران همچين موسيقي وجو د داشته!؟
حسين عليزاده، متولد 1330 در تهران، سالهاست از نامداران و بزرگان موسيقي ايرانيست، با علاقهمندان و طرفداران بسيار. او در هنرستان و بعد در دانشكده هنرهاي زيبا، موسيقي را نزد استاداني چون علياكبر شهنازي، عبدالله دوامي، داريوش صفوت، حبيبالله صالحي، هوشنگ ظريف، نورعلي برومند و... آموخت و كارش را در سال 1347 با اركستر رودكي، به رهبري حسين دهلوي، آغاز كرد. طي چهار دهه، از او آثار شاخصي چون نينوا، سواران دشت اميد، حصار، شورانگيز و بسياري آثار دلانگيز و دلنشين ديگر منتشر شده است. او ضمن برگزاري كنسرتهاي متعد در داخل و خارج كشور و آموزش موسيقي به هنرجويان، كتابهايي نيز تأليف كرده كه در هنرستانهاي رسمي كشور تدريس ميشود.
عليزاده تاكنون براي 22 فيلم كوتاه و بلند موسيقي ساخته كه فيلم بهنمايشدرنيامدهي چوپانان كوير (حسين محجوب، 1359) نخستين آنهاست. تا پيش از لاكپشتها هم پرواز ميكنند، در نزد علاقهمندان سينما و موسيقي، دلشدگان و گبه (هر دو 1370) و ايران سراي من است (1377)، بهيادماندنيترين آثار او در اين زمينه محسوب ميشد، اما با لاكپشتها... او بار ديگر اثري خلق كرد بسيار بديع، شورانگيز و تصويري. اين گفتوگو فرصتي فراهم كرد تا ضمن صحبت دربارهي چگونگي شكل گرفتن موسيقي فيلم لاكپشتها...، ديدگاه او را دربارهي سينماي ايران، موسيقي فيلم و موسيقي اصيل و سنتي ايران و دوري و نزديكياش با فيلمهاي باهويت ايراني جويا شويم.
دربارهي تواناييهاي حسين عليزاده و نوآوري در آثارش بسيار ميتوان گفت اما بهتر است آن را از زبان استاد محمدرضا شجريان بخوانيم كه در شمارهي 132 ماهنامه فيلم (آبان 1371) گفته است: «عليزاده سالهاست كه در كار آهنگسازي سنتشكن است. هميشه نسبت به آهنگسازهاي ديگر و حتي همدورهايهاي خودش هم پيشتاز بوده است. نوع كارهايش، نشان از يك استعداد شگرف دارد، كه براي من بسيار قابل احترام بوده و به آن دلبستگي فراوان دارم. اين استعداد اگر فرصتي برايش فراهم شود ميتواند بسيار كارها در موسيقي ما انجام دهد و راهگشا باشد. عليزاده در آهنگسازي و گروهنوازي، هنرمندي بحثبرانگيز است.»
هدف از اين مصاحبه بيشتر موسيقي در سينما است و اينكه چگونه به سينما كشيده شديد؟
عليزاده: خوب طبيعي است كه منهم مانند ديگران از نوجواني ويا قبل تر از آن شيفتگي زيادي داشتم. مثل اكثر علاقمندان سينما در نوجواني باكمك برادر بزرگتـرم مقوا و ذره بين آپارات ساختم و براي تهيه فيلم از دست فروشان لاله زار، بوذرجمهري و گمرك تكه هاي فيلم مي خريدم تا با آپاراتم آنها را به ديوار بتابانم از اواخر دهه چهل شمسي يعني با فيلمهاي (گاو و قيصر) موج جديدي از سينماي نوين در ايران پيدا شد كه برخلاف فيلمهاي به اصطلاح رقص و آوازي و فرديني بود. ناگفته نماند همزمان با اين دو فيلم فيلم ( شوهر آهوخانم) هم با اقبال عمومي روبرو شد كه آقاي فخرالديني موسيقي اش را ساخته بود و كاملا منطبق با موسيقي ايراني بود. من به احترام آقاي فخرالديني كه بهرحال استادم بود تعصب خاصي روي موسيقي اين فيلم داشتم.
اما موسيقي فيلم ( قيصر) كه كار اسفنديار منفردزاده بود تاثير عميقي روي همه ي ماها داشت. منفردزاده در آن زمان فوق العاده جوان بود و هيچگاه بدنبال تحصيلات آكادميك نبود يا اينكه رها كرده بود چرا كه ذاتا هنرمند بار آمده بود براي همين اكثر موسيقيدانان سعي مي كردند به او ميدان ندهند. همين انكار او در واقع اهميت او بود. منفردزاده علنا به همه مي تاخت و گوي سبقت را از همه مي ربود. هركاري كه انجام ميداد طراوت خاص خود منفردزاده را داشت. البته استاداني هم مثل آقاي فخرالديني براي كارهاي او ارزش قائل بودند. منفرد زاده هم بيكار نمي نشست و به موسيقي هاي به اصطلاح سنگين و مجلسي مي تاخت و ميگفت كه براي عوام موسيقي مي سازم! كه اين خودش در دهه 50 يك حركت انقلابي تعبير مي شد.
ترانه هايي كه از كارهاي شاملو ارائه كرد در اين تعبيرها بي تاثير نبود
موسيقي (قيصر) به نظر من به بهترين شكل ممكن ساخته شده است حالا ممكن است بعضي ها ايراد بگيرند كه موسيقي منفرد زاده شلوغ است اما بايد همه اينها را در زمان خودش جستجو كرد
ماجراي موسيقي فيلم (تپلي ) كه منفردزاده براي آن موسيقي ساخته بود آنهم خارج از دستگاههاي ايراني و شكايتش بر عليه آقاي حنانه را حتما ميدانيد. واقعا كه عجب موسيقي منفرد زاده براي اين فيلم ساخته بود آنهم در يك گام عجيب .
همه دشمنان منفردزاده بعدا سعي ميكردند با تقليد از او براي خودشان اعتبار كسب كنند ، اصلا الگوي ديگري نداشتند.
راستش فكر ميكنم خوانندگان بگويند كه چرا عليزاده مدام از منفردزاده حرف ميزند من درباره او بايد سر فرصت حرف هاي بسياري بزنم چون برايم بزرگترين راهنما بوده است.
من در آن زمان علاقه خاصي به موسقي فيلمهاي تاريخي داشتم در كنار اينها بههرحال بعضي فيلمهاي ايراني متفاوت را دنبال ميكردم كه به ندرت ساخته ميشد حتي در يكي از تئاترهاي آقاي بيضايي هم موسيقي كار كردم كه بعد از رگبار بود و بقيه هم بستگي داشت به اينكه چه فيلمهايي روي پرده بيايد. در كودكي فيلمهاي حماسي را خيلي دوست داشتم؛ مثل فيلمهاي هركول و ماسيست و غيره. در دوران بعد يعني در سالهاي پاياني دبستان، فيلم خوبي كه خيلي روي من اثر گذاشت و در سينما كريستال لالهزار ديدمش داستان وستسايد بود. به فيلمهاي تاريخي هم علاقه داشتم و بدون استثنا همهي آنها را ميديدم.
لارنس عربستان را كه ديدم صحنه به صحنه موسيقياش را به خاطر سپردم و يا اسپارتاكوس را. اين فيلمها، موسيقيهاي زيبايي داشتند و تقريباً همهي فيلمهاي تاريخي به لحاظ موسيقي براي من اهميت داشتند. و يا بعضي از فيلمهاي موزيكال مثل اشكها و لبخندها. فيلم دكتر ژيواگو هم موسيقي زيبايي داشت. از اين فيلمها از همه لحاظ لذت ميبرديم، هم از خود فيلم و هم از موسيقيشان.
راستش براي منهم جالب است كه از منفردزاده ميگوييد.
عليزاده: ببينيد من نمي خواهم با طرح منفردزاده روي بقيه آهنگسازان خط بطلان بكشم. ما كارهاي خيلي خوب سينمايي و تاثيرگذار داشتيم مثل فيلم (بي تا) كه آقاي چگنوواريان ساخته بود يا كار آقاي حنانه در (فرار از تـله) فراتر از استانداردهاي رايج آنزمان بود بود يا كارهايي كه استادم آقاي پژمان براي سينماي ايران بخصوص(دليران تنگستان) ساخته بود. اما كارهاي شان مانند منفردزاده قوام و دوام نداشت. شايد علت فروش بيش از حد صفحه هاي آثار منفردزاده بود كه سيل تقاضاها متوجه منفردزاده بود. اين اصلا به اين معني نيست كه او كارهاي بازاري ميكرده، منفردزاده از اين مرحمت برخوردار بوده كه خميرمايه عموم را ميشناخته و با هر كارش همه را مجذوب ميكرده كه اين اصلا كار كمي نيست.
هيچوقت ارتباطي با منفردزاده داشتيد؟
عليزاده: راستش من آدم خيلي خجالتي بودم و از طرفي وقتي از نوجواني در محيط هنرستان موسيقي قرار ميگرفتيد يك سري تعصبات طبيعي شما را احاطه ميكرد. من هيچوقت با منفردزاده ارتباط نداشتم و سعي ميكردم از ذهنم او را پاك كنم و از طرفي نميتوانستم موسيقي او را دنبال نكنم. يك خاطره هم شايد بد نباشد كه به زمان سربازي ام در شيراز بر ميگردد كه يكي از فيلمهاي او ( رقاصه) را نتوانستم ببينم و از طرفي هرآن منتظر شنيدن موسيقي اش بودم . تمام صفحه فروشي هاي شيراز را بيچاره كردم كه گويا هيچوقت اين موسيقي صفحه نشد تا اينكه بهد از چندسال اين فيلم را در سينماهاي پايين شهر تهران چندين مرتبه ديدم و تنها فقط براي موسيقي اش بود.
يكبار در استوديو شهاب براي فيلم (سوته دلان) زنده ياد حاتمي بوديم كه آقاي مشكاتيان هم بود كه حاتمي ما را به منفردزداه معرفي كرد. ميدانيد كه قبل از آن منفردزاده براي چندين فيلم حاتمي مثل(طوقي، خواستگار و حسن كچل ) موسيقي ساخته بود. در آنجا در كمال فروتني براي ما كمي في البداهه سنتور نواخت و ملودي هاي زيبا كه ديگر هرگز آنها را نشنيديم . يكبار ديگر هم در خانه آقاي بيضايي پيانو نواخت كه آقاي شاملو هم بـود. فوق العاده متين و دوست باز بود . چند سال پيش در لس آنجلس او را ديدم و اصلا نشناختمش. بكلي تغيير كرده بود خيلي جدي تر شده بود و خيلي هم دوست داشت از كارهايش حرف بزنيم. حيف وقتي كه در ايران از نعمت استعداد او محروم شديم، آنطرفي ها هم او را كشف نكردند.
دليلش معلوم است غربي ها كه نميتوانند آثار او را بپذيرند؟
عليزاده: موسيقي زبان جهاني است، اتفاقا برعكس شما ملودي هاي منفردزاده جز زيباترين ملودي هاي جهان است و در اين اصلا شك نكنيد. مگر نينو روتا خالق (پدرخوانده) در سراسر عمرش چند ملودي بيادماندني خلق كرد به غير از( رمئو و ژوليت) . يا تئودراكيس و يا موريس ژار؟
چندسال پيش كه از آمريكا عازم ايتاليا بودم تا به ايران بيايم كه متوجه شدم فستيوال رم به مناسبت بزرگداشت امير نادري فيلم ارزشمند او (تنگنا) را در برنامه گنجانده است نتوانستم خودم را كنترل كنم . اين فيلم در زمان خودش و حتي الآن خيلي جلو است و موسيقي اش كه در زمان خودش روي همه تاثير خاصي گذاشته بود. بليطم را عوض كردم ميخواستم بعد از سالها اين فيلم را با تماشاگران خارجي ببينم .
متاسفانه اين فيلم چون قديمي بود زيرنويس نداشت و يكنفر گفتگوهاي فيلم را به ايتاليايي ترجمه ميكرد و مدام قاطي ميكرد و اعصاب همه را خراب كرده بود تا اينكه تماشاگران از او خواستند ساكت شوند تا حداقل موسيقي زيبايش را خراب نكند، در پايان هم بهت زده بودند كه عجب موسيقي زيبايي داشت و چطور تا الآن آنرا نشنيده بودند و اصلا مگر در ايران همچين موسيقي وجو د داشته!؟
پايان قسمت اول

No comments:
Post a Comment